حامد 18 سال ش است. بچه ی بزرگ خانواده ست. دو خواهر و یه برادر دیگه هم داره. حقوق کارمندی پدرش ماهیانه به 200 هزار تومان نمیرسه. حامد نصف روز سرکار میره. حامد ، پیش دانشگاهی درس میخونه. نه کلاس کنکور میره ، نه میرسه درسای سالهای گذشته رو مرور کنه. توی محله ی حامد اینا : همین یکی دو ماه پیش یه رمال : 70 بار تجاوز به عنف از یه مشت آدم بی سواد ِ ولی معتقد ! (با خوردن آب ِ مثلاً شفا !! بیهوشی و ...! ) اعدام شد . محله شونم نشون داد توی اخبار شبکه سه ! از مذهبی ترین شهر ایران !! محله ی حامد اینا معروف شده ! از اون لحاظ.
حامد هم آرزو داره !
حامد هم دلش میخواد لباساش رو مُد باشه.
حامد اصن نمیدونه جشن تولد چیه ؟!
حامد هم ...
حامد رو به باباش: بابا ؟ این کلاس کنکورا هستش، یکی از بچه ها رفته میگه خیلی موثره.
باباش رو به حامد: حامد جان ! این کلاس کنکورا همش الکیه ! ندیدی اون شب TV گفت همه شون کلاهبردارن ؟!
حامد هیچی نمیگه و از سوالشم پشیمون میشه !
....
..................
بچه های پایین که بدنیا می آیند از بیمارستان به زور مرخص میشوند... بابای بدبخت با یه حقوق کارگری یا کارمندی پول بیمارستان و خرج و مخارج و ...! دست بچه ی چهار ساله ش هم تو دستش. یه دونه کمپوت با دو تا ساندیس سیب تو اون یکی دستش.
....
......
کمی اونطرفتر :
بچه های بالا که بدنیا میان دور و برشون شلوغ ! شیرینی و گل و عمو ها و عمه ها و خاله ها و ...! از یه طرف ؛ پدر مهربان از سویی دیگر ، که مشتاق دیدن گلپسر یا گلدختر !
----------------------------------------------------------------------------
حامد دیشب داشت فک میکرد :
چرا با پول حلال نمیشه پولدار شد ؟ آخه چرا ؟
نمی دونه چرا با اینکه باباش از صب ِ خروس خون سر کار میره و شب میاد خونه ، وضع زندگیشون نصف ِ نصف ِ نصف ِ اون یکی همکلاسیش نیست ؟
راستی ! تو نمیدونی غریبه ؟
وقتي يه چيزايي فراموش بشه . كه تو اين مملكت داره ... !
از يه جفت آغوش ِ نا آغوش !
ناخواسته، فرزندي متولد ميشه ! [ناحلال]
ولي چرا بايد دو نفر كه صرفاً با هم كنار ميان ! تا خالي بشن ! يا احتمالاً پُر بشن ! فرزند دار ميشن ؟!
يه چيزي تو مغزم داره هي زمزمه ميشه ، اينكه انسان خيلي بيشتر از تصميم دو تا آدم بايد باشه ؟!
√ از يه ديدگاه :
انسانهايي كه حلال زاده نيستند، توي احاديث، كتابها ، نقل قولها ، تــاريخ (شايد بشه احياناً به صدام و خليفه ي دوم اهل سنت ربطش داد! )و ... هميشه محكومند !!!
√ از يه ديدگاه ديگه :
انسانها موجوداتي هستند كه پاك (معصوم ؟) آفريده ميشوند، و هر انساني مي تونه با يه برنامه ريزي دقيق [دين؟] به بلندترين درجات انساني نائل بشه !!
پس اينجور افراد چي مي شن تو اجتماع ؟
بايد چه ديدي داشت ؟!
آيا فرزند، گناهي مرتكب شده ؟
آيا مي تونه آينده ي ايده الي خوبي داشته باشه ؟
بنظرت يه ريشه از ريشه ها :
همين "حجابهاي ناقص" نيست ؟ [بالاخره از يه جايي بايد شروع بشه تا برسه به بچه هايي كه حلال زاده نيستند !]
راستي !
اين روزا به يه "جواب كليشه اي" از خوشكلهاي شهر! رسيدم كه بيشتر شبيه شده به يه راه ِ فرار :
- اصل اينه كه دلِ آدم پاك باشه. دل ِ آدم !
+
- من يكي و مي شناسم كه فلان مثقال ريش داره و …!
- من يكي و مي شناسم كه نماز مي خونه و خون مي ريزه و …!
- من يكي و مي شناسم كه …………………!!!!
بنام خداي من، خداي تو، خداي اون، خدايي كه همه رو برابر و برادر مي دونه !!
كشور من آب نداره. منابع طبيعي نداره. چيزي به اسم "قانون" نداره. "پليس" نداره. امنيت نداره. بهداشت نداره. صادرات نداره. ولي واردات تا دلت بخواد داره. نــه ! صادرات هم داريم. ملقب به "بزرگترين صادر كننده مواد مخدر" در جهان هستيم. مستعمرهي امريكا هستيم(شديم). غريبه فك كنم داري منو ميشناسي با كشورم !؟ نمي دونم چه جوري بايد حرفاي "پدر" رو باور كنم ؟! به كجاي خاك اصالتم افتخار كنم ؟
چشمامو كه باز كردم. توي "شهر خون و قيام" بودم انگار. بزرگ و بزرگتر شدم. با تويي كه داري اينو مي خوني درس خوندم. با تو بازي كردم. با تو دعوا كردم. با تو آشتي كردم دوباره. الان مثه تو ، يا شايدم قشنگتر از تو دارم با لهجهي تهراني حرف ميزنم. هيچ فرقي نميكنيم (لا اقل توي بلاگفا). هيچ كسي متوجه نميشه. ولي غريبه! الان كه بزرگتر شدم مي بينم چقد با تو فرق مي كنم. آره ! فرق!
توي سني كه واسه هر كسي سرنوشت سازترين وقته. شيرين ترين لحظه هاست. دارم مي ميرم از همين اصالتم كه انگار روي پيشوني مه. يا شايدم توي چشمام. تو داري ميري دانشگاه. خيلي راحت. ولي من كه بخوام يه دانشگاه قبولم كنن (فقط اسمش دانشگاه باشه، معتبرها رو نميگم!) بايد از هزار تا فيلتر رد شم. بعدشم معلوم نيست كه آخرش بشه يا نشه. شرايط تحصيل واسه بعضي از دانشگاهها كه مهاجرين و قبول ميكنن خنده داره : 1- فرزند روحاني باشد. 2- مادر ايراني داشته باشد. 3- فرزند ديپلمات باشد. 4- ... - حالا بگذريم، بازم فرق! يه دانشگاه كه با هزار تا ...! قبولم مي كنند، نمي دونم چرا از تو، ترمي350 هزار تومان مي گيرن. از من 700 ؟! حتمن راز اينم هيچكي جز خدا نميدونه. از اين يه مورد بگذريم...
از ابتداي ارديبهشت امسال، يه طرحي رو مجلس تصويب كرده. "اخراج مهاجرين افغاني" كه اين چند وقته خيلي مسائل روحي و رواني گريبان گير خيلي از ماها شد. كه جز توهيني وحشيانه از سوي دولت محترم! و رئيس جمهور محترم! و صد البته مقام معظم رهبري! چيزي نيست.
فكرشو بكن: توي خيابون، صف نون، محل كار ، كشاورزي ها و دامپروري ها، ماموران گشت بيان و يه دفه سوار اتوبوس و ميني بوست كنن بفرستنت مرز ! غريبه ! نمي گن اينا خانواده دارند؟! نمي گن يه دختر بچهي كوچولو نمي فهمه كه مهاجرت چيه ؟! نمي دونه چرا به باباش كار نميدن ؟ و هزار تا از اينا.
چه خانواده هايي از هم پاشيده شد و هيچكي نفهميد !! تازه اونم با چه حالت وحشيانه اي. اگه توي گوگل سرچ كني شايد پيدا كني حكايت اون كارگري كه از بالاي ساختمون پرتش مي كنن پايين. و شايد پيدا كني حكايت اون آقايي رو كه از راه بيمارستان مي گيرنش (در حاليكه خانمش وضع حمل داشته). و دو تا بچه ش توي خونه مونده بودن و وقتي پيگيري ميشه بعد از دو روز، اون دو تا بچه توي خونه، يكي مُرده بوده،و اون يكي تو حالت اغما. اينا رو شايد گوگل پيدا نكنه ! ولي دل خیلیا ثبتشون كرده !!
فكر ميكنيد يه كارگر ساده چقدر مزد دريافت ميكنه؟ فكر مي كنيد چقدر ميشه "شغل" ايجاد كرد ؟ اين بود اون "ايران"و "ايراني". مگه كشور همسايه نيستيم. مگه مسلمون نيستيم. اونم شيعه !! . مگه به يه زبون حرف نميزنيم.
و يه چيز ديگه ! اينكه الان دشمنان اسلام، به منه بچه مسلمون، نمي گن كشورت دولتش ضعيفه . نمي گن متحد نيست. بلكه مي گن : ايراد از دين تونه . نمي دونم ، ولي خيلي از ماها الان داره اين حرف تو دلامون زمزمه ميشه (و راست بودن يا دروغ بودنش!) :
"اسلام دين برابري و برادري"
مطمعن باش اونا (دشمناي دين مون) از اينكه اين ذهنيت رو توي ذهن من بيست ساله مي ندازن خوشحالن !!
------------------------------------------------------------------
پ.ن: سلام !!
