چند چیزی...
به جرات اعتراف می کنم که من یه آدم غیر طبیعی هستم، اگه این آدمای دور و برم طبیعی باشن.
وقتی که من برات می میرم، انتظار زیادیه که بخوام واسم تب کنی؟!
اونقدر سردی که دوست داشتن تو مثل هم خوابی با یه آدم مرده هست, یا چیزی شبیه به بت پرستی...
تو خیلی احمقی و من احمق تر از تو که فکر نمی کردم تا این حد احمق باشی!
کلثوم خانوم! ریش هاتو از دید نا محرم مخفی کن یا اینکه صورتتو زود به زود اصلاح کن!
وقتی که لباس هاتون رو با مانکن ها تبلیغ می کنین، هنر نکردین، اگه لباس هاتون منو با هیکل قناسم خوش تیپ جلوه داد، اونوقت بیاین و پز بدین.
صداقت همون حماقت نیست، اما مطمئناْ صداقت بدون ملاحظه گری عین حماقته!
روزگار به من یاد داد که محبت و مهربونی (اکثر) آدما محدود و تحت تاثیر خواسته های خودشونه.
نمی دونم چرا عالم و آدم با من بد شده، احتمالاْ می خوان بگن که تنها کسی که به من خوبه خداست.
من اصلاْ نمی فهمم که تو چرا اصلاْ نمی فهمی؟!
