نماز ؟!

وقتی که از بچه گی ، طوطی وار بهت تحمیل کردن که نماز بخونی ؟!

وقتی که نماز می خونی ، اما معنیشو نمی فهمی !

یه روز می خونی ؛ یه روز نمی خونی .

اصلا" نمی دونی چرا باس خوند ؟!

وقتی که نماز می خونی ، اما حواست همه جا هست غیر از نماز !

وقتی که عادت کردی همش نماز صبحت قضا شه .

فقط ماه رمضونا یا وقتی حسش هست می خونی .

اینکه اصلا" نمی دونی نماز چی چی هستش ؟!

اینکه بعضی از موارد بالا شامل خودم بشه و بیام این چیزا رو بنویسم !


یه چیزی: بد ، خوب یا زشت ؟!
یه چیز دیگه: علی جان تو رو چه به این چیزا ، برو کشکتو بساب !
یه چیز دیگه تر: ممنونم از اونائی که به راحتی می تونستن افکار مخفی رو حذف کنن ، اما سوء استفاده نکردن .

پیری.

پير که بشويم همه چيز يادمان مي‌رود...يادمان مي‌رود زماني بچه بوديم و بچه‌اي داشتيم...
يادمان مي‌رود عينک ته‌استکاني پدربزرگ را به چشم مي‌زديم و ادايش را درمي‌آورديم!
يادمان مي‌رود زماني عاشق کسي بوديم که بايد فراموشش مي‌کرديم
يادمان مي‌رود اينقدر از کار کردن خسته مي‌شديم که هر روز آرزوي بازنشستگي مي‌کرديم!
پير که بشويم همه چيز يادمان مي‌رود...
پير که بشويم حتي زندگي کردن هم يادمان مي‌رود...
پير که بشويم همه چيز يادمان مي‌رود.... پير که بشويم افق پيش روي ما مرگ است!

...

پیر که بشویم. می شویم عین .....؟!

بی عنوان

وقتي يه چيزايي فراموش بشه . كه تو اين مملكت داره ... !

 

از يه جفت آغوش ِ نا آغوش !

ناخواسته، فرزندي متولد ميشه ! [ناحلال]

 

ولي چرا بايد دو نفر كه صرفاً با هم كنار ميان ! تا خالي بشن ! يا احتمالاً  پُر بشن ! فرزند دار ميشن ؟!

يه چيزي تو مغزم داره هي زمزمه ميشه ، اينكه انسان خيلي بيشتر از تصميم دو تا آدم بايد باشه ؟!

    √ از يه ديدگاه :

انسانهايي كه حلال زاده نيستند، توي احاديث، كتابها ، نقل قولها ، تــاريخ (شايد بشه احياناً به صدام و  خليفه ي دوم اهل سنت ربطش داد! )و ... هميشه محكومند !!!

    √ از يه ديدگاه ديگه :

انسانها موجوداتي هستند كه پاك (معصوم ؟) آفريده ميشوند، و هر انساني مي تونه با يه برنامه ريزي دقيق [دين؟] به بلندترين درجات انساني نائل بشه !!

 

پس اينجور افراد چي مي شن تو اجتماع ؟

بايد چه ديدي داشت ؟!

آيا فرزند، گناهي مرتكب شده ؟

آيا مي تونه آينده ي ايده الي خوبي داشته باشه ؟

 

 

بنظرت يه ريشه از ريشه ها :

همين "حجابهاي ناقص"  نيست ؟ [بالاخره از يه جايي بايد شروع بشه تا برسه به بچه هايي كه حلال زاده نيستند !]

 

راستي !

اين روزا به يه "جواب كليشه اي" از خوشكلهاي شهر!  رسيدم كه بيشتر شبيه شده به يه راه ِ فرار :

- اصل اينه كه دلِ آدم پاك باشه. دل ِ آدم !

+

- من يكي و مي شناسم كه فلان مثقال ريش داره و …!

- من يكي و مي شناسم كه نماز مي خونه و خون مي ريزه و …!

- من يكي و مي شناسم كه …………………!!!!

 

از اون سوالا!!!...

مي گم!
اگه جاي اين اصحاب كهف بوديد و از خواب بيدار مي شديد چي كار مي كرديد؟
اگه يه روزي از يه خوابي بيدار شيد چي كار مي كنيد؟

نمي ترسيد يه روز از خواب بيدار شيد؟
نمي ترسيد يه روزي دچار بيداري بشيد؟
اگه اون روز بياد چي كار مي كنيد؟


امضا:...
يول= يه Silence اوشگول..

يك نيمكت، براي چند نفر!!

تو پارک دیدمش. روی نیمکت نشسته بود و با چشماش از آب و هوا استفاده می کرد.اینقدر تو بحر نوامیس مردم بود که احتمال دادم پلیس امنیت اجتماعی شده باشه.
منو که دید شوکه شد! بلند شد و چاق سلامتی گرمی باهام کرد.
می گفت :" عجب جامعه ای شده ها! تو رو خدا ببین با چه سر و وضعی میان بیرون! دیگه روی این جونورای ماهواره رو هم سفید کردن! "
(تو دبیرستان ازون بچه مثبت های روزگار بود. ازونایی که تا گوش مفت گیر می آورد شروع می کرد به نصیحت کردن)
ازم پرسید :" ببینم تو ازدواج کردی؟ "
گفتم :" ازدواج؟ من ؟ نه بابا! ازدواجم کجا بود! "
گفت :" حق داری والله! انتخاب خیلی سخت شده. به هیشکی نمیشه اطمینان کرد. اما از من می شنوی ، دنبال زن زیبا نباش! به قول پدر خدابیامرزم، زن زیبا مال مردمه. هرجا بره و هرکاری بکنه همیشه چند جفت چشم از حدقه بیرون زده دنبالشه.همیشه نگرانی که تنهاش بذاری و جایی بری . دیگه احساس امنیت نمی کنی. شک و تردید میاد تو زندگیت و مثه خوره می افته به جونت! بهرحال اونم آدمه ( مرده؟! ) اگه یه ذره خرده شیشه هم داشته باشه که دیگه هیچی، بعد يه مدت ممكنه سي دي مامانش دست بچه ش باشه! و اون موقعه كه زندگيتو به آتيش مي كشه و ...
سامان داشت به حرفاش ادامه مي داد كه چشمم افتاد به يه خانومي كه به سمت ما مي اومد!
من : "wow! سامان اونو ببين! الله اكبر ... چه كرده خدا! " 
زن نزديك تر كه شد رو به سامان كرد و گفت : شرمنده سامان جون كه منتظرت گذاشتم!
سامان همينطور كه بلند ميشد ، رو به من ادامه داد : البته من ترجيح دادم ، بسوزم و بسازم!