خاطره های لیموشیرینی

خاطره هاي ليمو شيريني!!!


نشسته ايم و خاطره ها را ورق مي زنيم...روزهاي رفته... خ ا ط ر ه ها... خوب و بد، کم و بيش فرقي ندارند زياد! خاصيت خاطره  اين است که يا تلخ است يا شيرين... خاطرات تلخ تکليفشان از اول معلوم است! از همان اول آمده اند تا ذهنت را خط خطي بکنند و ردشان را تا ابد روي ذهنت بگذارند! ولي خاطره هاي شيرين نه!
دو حالت دارند! يا شيرينند مثل عسل و يا باز هم شيرينند مثل ليمو شيرين!
مسخره است،نه؟
خاطره هايي داري...شيرينند...چون توي لايه هاي دروغ و...پيچيده شده اند.گذر زمان پرده ها را کنار ميزند... تو مي ماني و اين خاطره هاي ليمو شيريني...بدي اين خاطره ها اين است که وقتي به اميد شيريني توي ذهنت مرورشان مي کني مي سوزانندت! آنچنان کامت را تلخ مي کنند که تو  از تحملشان عاجز ميشوي... گذر زمان چنان تلخشان مي کند كه ذهنت مزه زهر مي گيرد! حقيقت است ديگر! مثل ته خيار تلخ است! به قول يکي  مثل يک پارچ قهوه تــــــــــــــلخ! چه فرقي مي كند؟ به قول تو گذشته ها گذشته! آره! گذشته ها گذشت! ولي چرا باور نمي كنيم همين لحظه اي هم كه گذشت شد يكي از همان گذشته ها؟!
چشم ها را مي بنديم و الله بختكي مي رويم جلو! دست آخر هم شريك جرمي بهتر از خدا پيدا نمي كنيم! مي اندازيم گردن او! مي داني؟ خدا از اولش هم تنها بود! تنها ترين تنها خدا بود! هنوز هم هست... بخواهيم بياندازيم گردن بنده هاي خدا كه تكه پاره مان مي كنند! مگر همه مثل خدا هستند كه صدايشان در نيايد؟! نه!هيچ كس مثل خدا نيست!
باز هم دفتر خاطرات ذهن را مي بنديم و شايد هم چشم هايمان را!
خاطره هايتان شيرين باد! همچون ع س ل!
آقاي ديوانه
يكي از همين شب هاي روشن

تمدن با ریتینگ R  !؟

من نمی دونم ما چرا همیشه اینجوری هستیم؟! حتما باید یکی بزنه تو گوشمون تا بعدش بریم تو بوق و کرنا کنیم که : نه آقاجون من!  اینجوری نیست که شما میگی! شما داری اشتباه می کنی ! اصن غلط می کنی که همچین حرفی می زنی !محکوم می کنم و فلان و بهمان و آمریکا در چه فکریه .. ایران پر از بسیجیه!!!!

خداییش ها! از همون فوتبالش که تا گل نخوریم اون رگ معروف به رگ غیرت ، بالا نمی زنه! بگیر تا اهانت به پیامبر و حق مسلم انرژی هسته ای و فیلم سینمایی 300 !!!

فیلم "سیصد" رو از خیلی قبل تر از اینکه تو آمریکا بره رو پرده ، پی گیرش بودم .. اما خب! پیدا نمی شد!! ( پیدا نشدنش به این ربط نداره که " شبا که ما می خوابیم آقا پلیسه بیداره! " نوچ! به این ربط داره که اون رگ معروف سنسورش جوریه که حتما باید تحریک بشه بعد بزنه بالا!!! )

فرهنگ 2500 (7500)ساله فقط به کوروش و داریوش بر نمی گرده!!

من همیشه با خودم میگفتم ، اگه این تمدن و تاریخ ما رو آمریکایی ها داشتن ! چه فیلم هایی که از توش در نمی آوردن!! هر کدوم از پادشاه های سلسله هاش یه فیلم بود واسه خودش!!! از هر لحاظ هم میشد فیلم ها رو اغنا کرد! چه خشونت! چه فرهنگ! چه عاطفه! چه حس میهن دوستی و ...

هر سال هم یه فیلم می دادن بیرون! شاه طهماسب یک! شاه طهماسب دو ! شاه طهماسب سه! ...

اما اون بیچاره ها واسه ساختن فیلم های تاریخی ، همیشه کاسه گدایی شون رو سمت تاریخ کشورهای متمدن می گیرن!! چراکه تاریخ اونا همون چند تا فیلم وسترن کلینت استوود بیشتر نیست!

 

اما سوال!

اونا تاریخ ندارن! اما فیلم تاریخی می سازن!

ما تاریخ داریم! اما فیلم تاریخی نمی سازیم!

.

چرا ما همیشه باید دفاع کنیم؟! چرا فقط باید هارت و پورت کنیم؟!

مگه غیر از اینه که فرهنگ و تاریخ ما سرشار از افتخار و غروره؟! پس چرا دست رو دست می ذاریم؟!

اگه بعضی جاهای تاریخمون هم ریتینگ  R  (فیلم برا بچه ها خوب نیست!!! ) می گیره فوقش خودمون سانسورش می کنیم!! اما چرا توپ رو بدیم دست حریف تا شوت کنه و گل بزنه و بعد بریم برنامه نود بسازیم!!!

البته خب حق داریم ها! مثلا بریم سیصد میلیون دار خرج یه فیلم تاریخی کنیم تا آغا محمدخان قاجار بیاد سردر سینما و مردم برن ایکس فیل بخورن و نگاه کنن و بعدشم ببینن آغامحمدخان سر یه قاچ خربزه کشته میشه و کیان مملکت رو می سپوره دست روزگار... که چی بشه آخه؟! 

نادرشاه افشار هم بدک نیست ها!

ناصرالدین شاه و فتحعلی شاه و ایکس شاه هم بدک نیستن! کلی می خندن ملت! ... اگه هم خواستیم خدای نکرده خدای نکرده چشمم کور ، زبونم لال ، فیلم رو  صادر کنیم واسه اونور آب ی ها یه مقدار اون بخش های حرمسرا ش رو زیاد می کنیم تا بالاخره با ضائقه شون جور در بیاد و نگن ایرانی ها دستشون کجه!!

..

.

اما خداییش به نظر تو ما چند تا فیلم تاریخی می تونیم بسازیم که آخرش خوب تموم شه؟!! جوری که آب از آب فرهنگ 2500 ( 7500 ) سالمون تکون نخوره ! و مشت محکمی باشد بر دهان استکبار جهانی !

.

و یادمون باشه! دوست خوب من!

بیست سال دیگه! بچه یا نوه ت! وقتی فیلم 300 رو به عنوان یه فیلم تاریخی نگاه می کنه! تو نیستی تا واسش هارت و پورت کنی !!!

اون می شینه و فیلم رو به عنوان یه نسل پنجمی نگاه می کنه و محو رشادت های (!) 300 نفر سربازی میشه که در برابر سپاهیان بربر ( = وحشی !!! ) قد علم کردن و تا آخرین قطره خون مبارزه (!) می کنن. مثل همه فیلم ها طرفدار آدم ضعیف ها میشه و مثل همه فیلم ها از آدم بدها متنفر !!

و از تو سوال هایی می پرسه که جواب دادن به اون سوال ها واست خیلی سخته!!!!! ( نه به این معنی که جوابشون رو نمی دونی! )

 

حدیث :

علم را بیاموزید ! حتی اگر در چین باشد!

 

نتیجه :

فرهنگ و تاریخ کشور خود را درست بشناسیم! حتی اگر غربی ها به شما معرفی می کنند !

یعنی شما یه وقت خدای ناکرده دست به سیاه و سفید نزنین ها! پول خرج شناسوندنش نکنین ها! بذارین همین غربی ها این کار و برامون می کنن ! مفت در میاد! خرجش فقط یه محکوم کردن و یه سانسور کردنه!!! "

 

بین خودمون باشه:

یه بار رفتم مسجد سر خیابونمون نماز خوندم! دیدم مسجد به اون بزرگی فقط یه صف تشکیل شده که اونم همه پیرمردن! اومدم خونه شاکی که این چه وضعیه؟! این چه صیغه ایه؟! چرا جوونای ما مسجد نمیرن؟! خیلی شرم آوره و اینا...

مامانم ازونور آروم گفت : " باز تو یه بار مسجد رفتی!"

... از فرداش همون آش و همون کاسه!

ناصح بی ناصح !

واعظان کین جلوه در محراب و منبر می کنند
چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند
مشکلی دارم ز دانشمند مجلس باز پرس
توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می کنند ؟
[حافظ]


جالبه ، شایدم آسونه ، نصیحت کردن و شاید به عبارتی نظریه دادنو می گم .

بذار از خودم بگم ، سر هزار و یک مشکل که دیگرانو راهنمائی می کردم و قوت قلبی واسشون بودم ، خودم عین خر تو گل وا موندم . نمی دونم والا ، شاید هم کوزه گر از کوزه شکسته آب می خوره ، و شایدم حرفای منطقی من در کمک به مشکل بقیه ، حرفای دور گود نشینی بیش نبود . شایدم خودم به اون حرفا ایمان ندارم ، و یا شاید هم اجرا کردن نسخه ای که واسه دیگران می پیچیدم ، کار سختی بود و من توانش رو ندارم .

یه حس مغروری به من می گه علی خودت آخرشی ، تو نیازی به حرف دیگران نداری و عقل کلی . اما اون حس به من نمی گه که اون عقل کل کجامه ؟ شایدم اونجام باشه  (مغزمو می گم بابا !)

به هر حال کسی رو نمی بینم که بتونم مسائلو بازگو کنم و می گم خیلی بچه هست ، شایدم درکشو نداره ، و چیزی نمی گه جز حرفای کلیشه ای خاله زنکی صد من یه غاز . به هر حال امیدوارم تنهائی و بدون مشورت و درد دل ، از واموندن من مثل خر درون گل ، دیر زمانی نپاید ، نشاید که نامت نهند آدمی ! (اینو نوشتم تا با هم جور در بیان !)


یه چیزی: حالا یه چند گرم از افکار مخفیمون اینجا تراوش کرد ، دلیل نمی شه مثل هشت پا چنبره بزنی به زندگیمونا !
یه چیز دیگه: خیلی از متنهام مربوط به چند ماه پیشن ؛ مثل همین پست ؛ همیشه سعی کردم متنهام کهنه نشن و در هر زمان قابل بحث و معتبر باشن .

توجه كردين؟!

نمي دونم تو اين عالم يوليت معروف چه چيزايي يهو مي بينم.
توجه كردين اين سريال هاي ايراني چقدر آبكي تموم مي شن.ظاهراً آب ريختن تو خمره براشون صرف نداشته حالا شيلنگو بستن تو سريال مريالاشون.
به يه چيز ديگه هم توجه كردين.اونم اينكه هر چي سريال اين چند وقته نشون دادن همشون يه جوري پا پليس توش وا شده.بعضياش كه ديگه خيلي فضايي مي شه.حتي وقتي بعد از سه ساعت سرم رو از تو خمره در بيارم هم چنين چيزايي رو نمي تونم ببينم تو عالم يوليت.مثلاً تريپ Love و ايناست سريال يهو يكي قاتل مي شه.اون يكي تريپ خنده است يكي دزد مي شه.موندم كه چه مي كنن اين سناريستا و كارگردانا.



پي نوشت:هيچي.واسه خالي نبودن عريضه.
پي نوشت تر:باز خوبه پاي پليس رو به خمره ها باز نكردن.

آرزو

((آرزو))

تا حالا به اینکه آرزوهات چقدر فرق کرده فکر کردی؟؟؟
قبلا وقتی بچه تر بودی آرزوهات چی بودن و الان چی شدن؟
بچه تر که بودم آرزوها خیلی مادی بود...نه اینکه الان مادی نباشه! نه! کمتر از بچگی ها شده...

اگر ازت بپرسن ۵ تا آرزوت چیه چی میگی؟ من می گم:

۱- سلامتی و شادکامی عزیزام مخصوصا پدر و مادر و برادرم.
۲- عاقبت به خیری و خوشبخت شدن خودم!
۳- آسمون یــــــــــــــــــــــیهو پاره بشه و چندین میلیارد پول به من برسه!  قول میدم همش رو برای خودم بر ندارم!
۴- اوضاع کشور* از این وضع در بیاد و سر و سامونی داده بشه... چه از نظر سیاسی چه از نظر فرهنگی و چه از نظر اقتصادی.
۵- یه ساعت داشته باشم تا هروقت دکمه اش رو بزنم دنیا بایسته و همه چیز و همه کس ساکن بشن....تا به کارهایی که دوست دارم برسم...

*بعضی ها از کلمه مملکت استفاده می کنن ولی مملکت از مِلک میاد! ایران ملک هیچ کس نیست! مال همه است!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

* دیدی عید هم تموم شد؟!
* بعضی وقت ها فکر می کنم صداقت زیاد داشتن از حماقته! بعضی وقت ها از صداقتم پشیمون می شم و پشت  دستم رو داااااااااااغ می کنم تا دفعه بعد دروغ بگم! ولی.... خدایا! از صداقتم پشمونم نکن...
* روزگار غریبیست.... خیلی غریب!

تا بعد....

 

به بهانه ی سال نو

ساعت 2 صبح سه شنبه تا یه ساعت و خرده ای دیگه سال تحویل می شه ، از صبح درگیر کارام بودم تا آخر شب درگیر ویژه نامه ی نوروز 86 ...

بیرون بودم ، ترافیک و شلوغی ، مغازه های شلوغ . این دم شبی رفتم که اکانت بخرم که مامورای شهرداری رو دیدم که تو این لحظات مشغول کارن و کنار خونواده نیستن و یاد خیلی ها افتادم ، زندونا ؛ بیمارستانا ؛ سرباز و ... امیدوارم خدا همه رو شاد کنه ؛ حتی اونی که به زور لباس و حتی آجیل و شیرینی عیدشو جور کرده .

سال گذشته سال خوبی بود و مطمئنا" امسال نقطه ی پیشرفت من خواهد بود ؛ اگه خدا بخواد .

تو سال گذشته با بچه های افکار مخفی هیچ مشکلی نداشتیم ؛ همه همدل بودیم و کسی ساز نا کوک نمی زد . مطمئنا" امسال افکار مخفی گسترده تر می شه با برنامه هائی که واسش داریم .
از همه بچه ها معذرت می خوام ؛ احیانا" اگه سهوا" باعث رنجش کسی شدم و یا بدی ای از من دیدن ؛ امیدوارم که بزرگی خودتون ببخشید .

به نمایندگی از گروه افکار مخفی ، عید باستانی نوروز رو به همه ی دوستان تبریک می گم و امیدوارم که سال جدید ؛ سال شکوفائی همه جانبه واستون باشه و خدای نکرده بیماری و شکست و یا داغ عزیزی خاطرتون رو مکدر نکنه .

افکار  مخفی توسط یکی از اعضا در تاریخ 14/1/86 به روز خواهد شد .

اضافه شد : مجله هم آماده شد :

ویژه نامه نوروز 86

 دانلود کنید با حجم 500 کیلو بایت


یه چیزی : سال نو مبارک !
یه چیز دیگه : بوسم کن