دیدگاه جوان
ما: چرا اسم منو نوشتين "ما" يعني چي؟ من دكتراي جدي دارم، دكتراي واقعي نه از اين كيلويي ها.
مك: من از حالا حمايت خودم رو از دكتر ما اعلام مي كنم.
مر: چرا همه ي ما "م" داريم؟!
ما: بگم كي راي مياره؟؟؟ بگممممم؟؟؟؟
مم: تو نمي خواد چیز بگي، تورم باز بيشتر مي شه، چيزبرگر 500 تومني شده 5000 تومن!
مك: من از حالا حمايت خودم رو از دكتر ما اعلام مي كنم.
مر: ما بايد انقلاب مي كرديم! اگه خدا بخواد 4 سال ديگه مي كنيم.
مم: نه دكتر نقل اين حرفا نيست، اينا ممكت رو به چيز مي دن؛ به اصطلاح اجانب و بيگانگان.
مر: مهندس زياد حرفاي چيز دار مي زنيا!
مك: من از حالا حمايت خودم رو از دكتر ما اعلام مي كنم.
ما: مردم؛ اينا مي گن تقلب شده، واقعاً تقلب شده؟ ما كه اونجا بوديم ناظر بوديم؛ يعني من دروغ مي گم؟! از قيافه ي مظلوم من مشخص نيست؟
مم: تا نباشد چیزکی، مردم نگویند چیزها!
نظرات، شایعات یه طرف و واقعیت یه طرف دیگه، البته می گن که تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها، اما مردم هم دیگه با یک کلاغ و چهل کلاغ همیشه گندشو درآوردن.
هرکی یه چیزی می گه اما اگه شایعه "تقلب" رو نادیده بگیریم، می شه چیزهایی گفت!
اینکه نردیک به ۶۰ درصد مردم روشنفکر هستن و بقیه ابله، یا برعکس؟ یا طرفدارای اون امل و عوام اما طرافدارای اون یکی مدرن و یا برعکس؟
طرفدارای اون درد کشیده هستن یا برعکس؟
اما چیزی که هست و من می بینم این شادی مردمه، نمی دونم اون ۷۰ درصد که غمگین نیستن مطمئناْ و صد در صد اون ۳۰ درصد هم همه شون غمگین نیستن و فحش نمی دن.
دیگه به آتیش کشیدن نقشه ی ایرانتون چیه؟ کی می گه ایران نابود شد؟ من طرفدار هیچ کدوم نبودم و نیستم، اما وقتی یه سری توهین ها و غیبت ها و تهمت ها رو که فقط زائیده ی "شنیدن" هست رو می شنوم واقعاْ نمی تونم که چیزی نگم.
هر چی که هست "ایران" هست، بدون دخالت خارجی ها، هنوز "مردم" هستن، ایرانی های بی غیرت که حرفهای دشمن رو تکرار می کنید، شما با اون احمقایی که اونور آب شبکه الم کردن و فقط "زر" می زنن هیچ فرقی ندارین، شما "ایرانی" نیستین.
همیشه گفتم و باز هم می گم، اگه "ظلم" باشه، نظام "نابود" می شه، پس تا وقتی که هست "ظلم" به اون صورت نیست، نه که اصلاْ نباشه، اما عدالت تا وقتی که می چربه ظلم کمرنگه.
خدا می دونه که من از این دولت خیری ندیدم، اما وقتی جنگی نیست، وقتی غریبه ای نیست، وقتی کسی نمی تونه به راحتی تجاوز کنه، وقتی که "ایران" هست و با هم زبون هام نسبتاْ شادم، راضی ام.
همه چیز "نسبی" هستش، هیچ مطلقی جز خدا نیست، نسبت به کشورهای دیگه، نسبت به روزگار قدیم ایران، نسبت به انتظارات قبلی مردم... انتظارات مردم هم که سر به فلک کشیده.... کاش برای یک روز هم که شده تو کشور دیگه ای می بودن تا درک کنن که اینجا "نسبتاْ" خوبه!
این چند وقته یه آزمایش بود، واسه خیلی ها که خیلی ها رو بیشتر و بهتر بشناسن، که خیلی ها به دروغ متوسل بشن، که شایعه سازی کنن و تهمت بزنن، که باج بگیرن و باج بدن... و خیلی کارهای خلاف اخلاق و خلاف دین و خلاف میهن پرستی... خدا رحم کنه...
یه چیزی: کجایی علی جون؟ تابلوئه که طرفدار احمدی نژادی!
یه چیز دیگه: اگه ۴ سال دیگه کروبی کاندید بشه فقط و فقط به خاطر پشتکارش بهش رای می دم
یه چیز دیگه تر: هاشمی رفسنجانی قلب منه