اشتباه
نمیدونم چطور انقدر سریع اتفاق افتاد، اما الان دیگه بی تفاوتم. وقتی که میبینم در مورد شخصیتش اشتباه کردم، وقتی که میبینم محبتی نبوده تا بخواد از بین بره، وقتی که با این رفتار ارزشش کاملاً ثابت شد و فهمیدم چه قدره... وقتی فکر میکنم چیزی رو از دست ندادم و به طور کلی وقتی که میبینم این داستان «مهم» نبود... احساس خوبی به من دست میده. حس میکنم بار بزرگی از دوشم برداشته شد و راحت شدم. خدا رو شکر که بهش مدیون نبودم. چیزی که سراسر غم و انرژی منفی بود پایانی بهتر از این نمیتونست داشته باشه.
واقعاً حکمت خدا همیشه درسته... یعنی نباید شک کرد... همیشه آدما متوجه این حکمت نمیشن اما گاهی بعد از مدتی؛ حتی چندین سال متوجه میشن. حکمت خدا کاملاً عادلانه و بی نقصه. البته اگه بی عرضهگی و امتحان الهی رو جزو حکمت و قسمت به حساب نیاریم میشه گفت که چشم بسته باید حکمت خدا رو قبول کرد و شاکر بود.
«اعتماد عاطفی» حسیه که تنها با چند نفر تو زندگیم داشتم و دارم. یک نفر که خیلی وقت پیش رفت که بهش مدیونم و همیشه دعاش میکنم؛ و ۲ نفر که هنوزم هستن. این خیلی شگفت آور و بزرگه و مایهی افتخار و خوشحالیم. وقتی میبینم که اینا هستن و همیشه کنارم... واقعاً فکر میکنم که چه قدر خوشبختم...
واقعاً خدا رو شکر میکنم... خدا همیشه به من گفته که شناخت آدما و نزدیک شدنم بهشون به اختیار خودمه؛ اما وقتی که اشتباه کردم باز اومده کنارم و به طرز معجزه آسایی منو از نگرانی در آورده. حس میکنم تجربههام بیشتر شده. از شناخت آدما و افکار و طرز برخوردی که لیاقتشونه. به قول آتتا "خلایق هر چه لایق".
از لحاظ کاری و مالی وضعیت صعودیه، از لحاظ روحی خیلی بهتر از قبله، از لحاظ درسی هیچ...
گل دخترم رو خیلی اذیتش میکنم و همیشه با بزرگواری خاص خودش منو میبخشه و همیشه صمیمیتر از قبل کنارمه... نمیدونم... گاهی احساس میکنم من به کسی که ادعا نداره ظلم میکنم و برعکس کسی که خیلی ادعا میکنه خوبی... اما این اشتباهه... چون این برعکسه... کسی که ادعا کرده در عمل هیچ غلطی نکرده و کسی که ادعایی نداشته همیشه تو تموم «سختی و مشکل»ها عملاً کنارم بوده. من آبجی گل و گل دخترم رو خیلی دوست میدارم.
یه چیزی: چیزی شکست، چیزی رنگ باخت، چیزی محو شد... دیگه هرگز نمیتونی اونی باشی که قبلاً برام بودی.
یه چیز دیگه: به فافا تبریک میگم؛ همین جا بهترین آرزوها رو دارم براش. لحظات صورتی که شرعی هم باشه بهترین لحظات عمره؛ از تک تک لحظههاش استفاده کن. جالبه که بگم چیزی رو که تو خونهی خدا واسه من ازش خواستی برآورده شده... سختیهام اونقدر زیاد شده؛ اما صبر و تحملم هم زیادتر... به نحوی که هیچ مشکلی برام مشکل به حساب نمیاد. شاید «سختی و مشکل» از دایرهی واژگان زندگی من حذف شده. ممنونم...
یه چیز دیگه تر: اعتراف به اشتباه شجاعت میخواد که خوشبختانه من این شجاعتو داشتم و دارم!
یه چیز دیگه تر تر: سالروز ملاقات با گل دخترم مبارک
یه چیز دیگه تر تر تر: اگه توجیههای احمقانهات باعث میشه تا عذاب وجدان نداشته باشی، ادامه بده، چون منم دلم راضی نمیشه به خاطر خودخواهیهات عذاب وجدان بگیری!