فکر و اختیار
بزرگترین ظلمی كه بشر میتونه در حق خودش بكنه فكر نكردنه و بزرگترین لطف فكر كردن. فكر كردن از سالها عبادت ارزشمندتره، میشه نتیجه گرفت كه فكر كردن نوعی عبادت و از انواع برتر عبادت هستش. البته فكر كردن درست، فكری كه گناه نیست؛ مطمئنن فكر كردن و نقشه كشیدن برای یك دزدی نمیتونه عبادت باشه. منظور از فكر كردن درست، فكر كردن به خودمون، خدامون، كائنات، زندگی و راه كمال هستش.
فکر کردن آسونترین و در عین حال سختترین كاریه كه آدما انجام میدن. منفیبافی و منفی یابی خیلی آسون و فكر به راستی و حقیقت جویی خیلی سخته. چیزهای منفی و دروغین خیلی ساده و چیزهای مثبت و حقیقی خیلی پیچیده هستن. هرگز آدمایی رو كه منفیبافی میكردن و میكنن رو نمیتونم بپذیرم. آدمایی مثل صادق هدایت كه حتی خیلی هم معروف شدن، اما همیشه تو منفیات و پوچی سیر میكنن و آخرش كارشون به خودكشی میكشه. مطمئنن منفی بافی به مرور زمان نوعی اعتیاد رو پدید میاره که رهایی از اون خیلی سخته. فکر کردن درست «بصیرت» هستش که «علم» رو پدید میاره. بصیرت ارزشمندتره، چون خلاقیت فکری خودمون هستش، اما علم خلاقیت فکری دیگران.
خیلی خوبه كه هر چیزی (چه مثبت، چه منفی) رو راحت قبول نكنیم و قبلش خودمون فكر كنیم تا بهش برسیم، هر چیزی رو كه آدم با استدلال و فكر و منطق بهش برسه (چه مثبت، چه منفی) ارزشمنده. اگه تو دین و خداشناسی هم استدلال و درك فلسفه وجود نداشته باشه، مطمئنن ارزش واقعی خودش رو از دست میده و تبدیل میشه به یه كار طوطی وار الكی. فکر و تفکر دو نمونهی جبر و اختیار هستن، همهی آدما بدون اختیار «فکر» دارن، اما اکثر اونها با اختیار «تفکر» ندارن.
تمام چیزهای دنیا «مجازی» هستند، این «فکر» ماست که به اونها جون می ده و اونا رو طبیعی یا واقعی تصور می کنه، تمامی این مادی های مجازی بی ارزشن، این فکر ماست که به اونها ارزش می ده و می گه که چی مهم و چی غیر مهم هستش که این اهمیت یا عدم اهمیت یه موضوع در افراد مختلف به دلیل افکار مختلف کاملاْ متفاوت هستش.
به نظرم تنها چیزی که دست خدا نیست همین فکر کردن ماست، فکر کردن اختیار رو پدید میاره و این تنها چیزیه که خدا دخالتی توش نداره. تو «فکر» می کنی و «با اختیار» تصمیم می گیری که خود کشی کنی، خدا هیچ دخالتی نداره، اما اینکه خودکشی تو موفق یا نا موفق باشه رو خدا تصمیم می گیره.
یه چیزی: علی جون فکرتو ساندویچ کنم بخورم!
یه چیز دیگه: آقا یه نوشابه هم بدین.