امید = ایمان + پایه ی امید
امید یعنی اطمینان کامل به چیزی ممکن و خواه نا ممکن به علاوه ی پایه ی امید .
امید یعنی وقتی که حشیش می کشه ، اونقدر مطمئنه که ماه رو داره لمس می کنه ، یعنی مطمئنی که عمر نوح داری و به تموم آرزوهات می رسی . یعنی مطمئنی که خدا الان داره تو رو نگاه می کنه و ID تو رو با خودش مرور می کنه .
پایه ی امید ، خودش یه امید بزرگتره ؛ یعنی وقتی که حشیش می کشه و ماه رو لمس نمی کنه ، هم چنان تقلا می کنه ، یعنی اگه دیدی عزرائیل بهت می گه بیا بغل عمو ، باور داشته باشی که باز زنده میمونی و ادامه ی عمرت رو از سر می گیری . یعنی وقتی که پشت سر هم بد میاری ، وقتی در اوج دلهره هستی و چشمت پر اشک ، اما وضعیتت هم چنان همونطور می گذره ، آسمونو نگاه کنی و با خلوص بگی : خدایا شکرت که به فکر منی !
ایمان کوه سنگیه و شیره مالیدن به سرت کوه یخی . مبادا خودتو گول بزنی که ایمان داری ، که نا امیدی مثل بختک به سراغت میاد .
این نا امیدیه ، که باعث می شه ضعیف بشی ، ایمان و ارادتو از دست بدی ، این نا امیدیه که ذره ذره خودتو یه جسم بی فایده می بینی . این نا امیدیه که باعث می شه از معنویاتی مثل ، لمس کردن ماه ، عمر نوح و ایمان به خدا منحرف شی و برسی به سراب ، مرگ و کفر .
علی جان ، بیا سر کوچه ی نا امیدی و تاکسی رو صدا کن و بگو : امیدیه در بست !
یه چیزی: علی جون شوکولاتی !
یه چیز دیگه : کاش بعضی از آدما پایه ی اعتقاداتشونو هم می شناختن !
یه چیز دیگه تر: آهنگ زمینه "پرنده" ، مربوط به امید عراقی هستش .